هاش
چيز آرامي دارد در من زمزمه مي کند
اين که
بايد ساکت بود
حرفي نزد از نگراني ها
نگراني ها مي آيند
مي روند
و اين هم شايد بهانه اي است
بهانه اي براي حرف نزدن
ساکت بود بايد
ساکت بود بايد.
+ چهارشنبه 6 آبان1388 0:55 ΞறØ 68t |

پاییز سرد است
انگشتانم از پاییز سردتر اینروزها همه خوابیده اند حتی شعرهایم مرداب سنجاقک خواب هم به خواب رفته اینروزها . . . . جایی برای خواندن عاشقانه هایم ندارم همشان را پاره خواهم کرد ديگر بدرد نميخورند ...فراموش شده اند . . پ.ن: آهنگ بلاگمو گوش كن.
+ چهارشنبه 8 مهر1388 3:24 ΞறØ 68t |

مثل برگي که در پاييز از روي درخت مي افتد
و به همان ناکامي
عاشقت هستم
کار از اين حرف ها گذشته
من دارم مي روم
آرام آرام
+ جمعه 3 مهر1388 16:19 ΞறØ 68t |

ياد قديم ها افتادم
ياد آن روزهايي که با پرهام تيله بازي مي کرديم
اين روزها
تيله ها نيستند ديگر
ياد قديم ها به خير
زود بزرگ مي شويم
زود ميميريم...
+ دوشنبه 9 شهریور1388 9:10 ΞறØ 68t |

تولدت مبارک سنجاقک مي دانم گاهي سخت بود باز هم تولدت مبارک - تکرار به علامت تاکيد- خداحافظ.
88/05/10
تولدت مبارک ممنونم که مرداب و غورباغه را تحمل کردی
نمي شود
يا حتي
اما
همين که فقط گاهي من را دوست داشتی
برايم کافي بود
تولدت مبارک سنجاقک
+ شنبه 10 مرداد1388 11:37 ΞறØ 68t |

شب از من خالیست
از تمام کلاغهای نفرین شده
از تمام مترسک های ترسو خالی است
شب از من خالیست
خوشحال است.
+
یکشنبه 21 تیر1388 10:16 ΞறØ 68t

آدم گاهی تشنه ی یک صدا می شود
آدم گاهی تشنه ی یک نگاه می شود اما آخرش تشنه می ماند باز تشنگی آدم را هلاک میکند.
+ یکشنبه 7 تیر1388 13:2 ΞறØ 68t |

سنجاقک هم نمی داند به کجا می آید و اصلا از کجا آمده؟!
حالمان شبیه هم است..
من هم به کمی هوا نیاز دارم..
لبهایت را بر لبهای من بگذار..
با هم نفس می کشیم!
و من هم نیاز به خوابیدن دارم..
باید در آغوش هم رها شویم.
من هم به مانند تو شعر را فراموش کرده ام..
من و تو خودمان یک شعر کاملیم!
من، نمی گذارم تو به زمین بیفتی.
خود، به زیر پاهایت می افتم..
تو، در من فرو رفته ای.
من نمی گذارم تمام زندگی من از دست برود..
و نابود شود.
تو از من، برای من با ارزش تری
..
.
ایمو
+
شنبه 6 تیر1388 20:59 ΞறØ 68t

صدای متلاشی شدن خود را میشنوم
چقدر نزدیک است پ.ن روزی که بمیرم هیچکس گریه نخواهد کرد هیچکس نخواهد فهمید ۶۸تی که بود چه خواست و یا چه قدر خواسته بود...؟
+ پنجشنبه 21 خرداد1388 21:16 ΞறØ 68t |

انتخابات اقا من نظر شخصی خودم رو در مورد کاندیداها اعلام میکنم…! میر حسین موسوی خیلی خوبه چون هم خوش تیپه و هم خانومش پرفسوره و مانتوی لی میپوشه؛ ارایش میکنه و هم اینکه برای اولین بار در طول تاریخ سی ساله انقلاب میر حسین دست همسرش رو گرفت و این تابو رو شکست و ما کلی هی ذوق کردیم و مشعوف شدیم و اشک توی چشمامون جمع شد و هی اّه کشیدیم و بغض کردیم و به همدیگه لبخند زدیم و دست هم رو با شوق فشردیم…! میر حسین سبزه … عین گوجه سبز که دوستش داریم اما وقتی میخوریمش صورتمون رو به هم میکشیم و عین سبزه زاری که ما میتونیم توش خر غلت بزنیم و لنگامون رو دراز کنیم … ببینین چه دست به سینه توی عکساش وایستاده …الهی که قربونمون بره….! تازه خاتمی هم دستاش رو باز کرده با اون خنده نازش …میر حسین همون شکلاته اما بدون پوست…تو رو جون مادرتون بهش رای بدید بیاد بالا…حیفه بخدا…! اون بهترین گزینه اس…!
+ شنبه 2 خرداد1388 17:1 ΞறØ 68t |
