به قول روزبه ... عجب روز غريبي ست امروز ... تاريک است همه جا در وبلاگم مي نشينم راجب به دنيا مي نويسم و به روي خودم نمي آورم که گفته بي خيال همه چيز
+ دوشنبه 20 آبان1387 17:3 ΞறØ 68t |

وقتي آدم تنها باشد فکر و خيال مي آيد سراغش
مسخره اش اين است که هر فکري يک فکر ديگر درست مي کند و آن فکر هم دوباره ...
بعد وقتي اين فکرها زياد مي شوند آدم غمگين مي شود
وقتي آدم غمگين باشد مي خواهد هي با کسي حرف بزند
وقتي کسي را پيدا نکرد
مي شود مثل من تازه
مي نشيند اينجا
در تاريکي
هي حرف هاي بند تنباني مي زند
نسکافه مي خورد
و شما هم هي مي آييد در دلتان مسخره اش مي کنيد.
+ دوشنبه 6 آبان1387 7:53 ΞறØ 68t |
