تبليغاتX
ایمو

 

معني من را نمي دانست
به اندازه دنيا خنگ بود
هميشه يادش مي رفت
که چقدر دوستش دارم
زيبا بود
وقتي حرف بد مي زدم دعوايم مي کرد
خياط خوبي بود
تمام تکه تکه هايم را
به قلبش دوخته بود
حواسش جمع بود
حواسش به چيزهايي که دوست داشت بود
غروبها
دلش مي گرفت
عاشق زياد داشت
موهايش پر کلاغ بود
شب ها گاهي
خوابش را ميديدم
عاشقم نبود شايد
يعني
مي توان گفت
فراموش ميکرد وجودم را
دعوايم ميکرد گاهي
مي خنديد
نگاهش زيبا بود
هميشه دلش تنگ بود اما نه براي من
معني من را نمي دانست


همه ي اين ها براي نگه داشتن آدم دلباخته اي مثل من کافي نبود؟شايد

اما نمي دانست
او
که
من
دوستش دارم
به اندازه دنيا خنک بود
وجودش برايم
کران بي کارانه

کلاهش
برايم قاضي
اگر اعدامم مي کرد
زندانم مي انداخت
شکنجه ام ميداد
آزادم مي کرد بعدش
و آزاديم
براي اعدامي دوباره
تظاهرات ميکرد

 

پ.ن

کجا فرار ميکنم
وقتي که در دورترين روزهاي کودکي ام هم رسوب کردي
وقتي که چشمم در تک تکه آدمها دنباله تو ميگردد
وقتي که در همه ي کتابها و فيلمها و آهنگها و حتا وبلاگها تو را ميبيند .

 

+ دوشنبه 24 فروردین1388 0:34 ΞறØ 68t |

 بازی کثیف

آسمان دارد می بارد

چشمانم را می بندم

تو را می بینم

خودم را

داریم با هم نشانه بازی می کنیم

قانون بازی این است که هرکس نشانه محکم تری بدهد برای اثبات دوست داشتنش برنده می شود

مثل همیشه تو می بازی در این بازی

مثل همیشه بی تفاوت.

چشمانم را باز می کنم

تو نیستی

آسمان دارد می بارد

من هم می بارم.

 

پ.ن


ماندن

صبر کردن

براي کسي که ديگر نمي داني

هست ...

نيست ...

کار بزرگي است

تو آدم بزرگي هستي ...

برایت خواهم ماند

تا همیشه.

+ پنجشنبه 20 فروردین1388 20:43 ΞறØ 68t |

تاريک
واژه هايم خسته

چشمانم خيس

صدايم گرفته

مرا روشن کن سنجاقک

مرا روشن کن

قورباغه تاريک است

اين جا تاريک است

اين جا را روشن کن

+ پنجشنبه 20 فروردین1388 20:24 ΞறØ 68t

گيرم عيد باشد

گيرم خيلي ها شبخندند؛ (الکي يا واقعي)

گيرم خيلي ها خيلي چيزها يادشان برود؛ (عمداً يا سهواً)

[حتي تو هم؛ عمداً يا سهواً]

حتي گيرم اصلاً تو اين جا نباشي؛ (که نيستي)

حتي تر، گيرم ديگر برنگردي؛ (که نمي دانم چه مي شود

من،

اين جا نوروز مي گذرانم با ياد تو

و سعي مي کنم مثل خيلي ها نخندم؛ (الکي يا واقعي)

و سعي مي کنم مثل خيلي ها خيلي چيز ها يادم نرود؛ (عمداً يا سهواً)

حتي گيرم تو اين جا نباشي؛ (که نيستي)

...

 

... بوسه اي مي فرستم برايت،(بی خیال غیر بهداشتی بودن)

در همين روز فرورديني مي سپارمش به نسيم بامدادي،

و حتم دارم روزي،

نسيم، مي رساندش به تو

[شايد در يک روز فرورديني]

+ پنجشنبه 13 فروردین1388 16:38 ΞறØ 68t |



گوش کن