ایمو
HUSH...!
هاش
چيز آرامي دارد در من زمزمه مي کند
اين که
بايد ساکت بود
حرفي نزد از نگراني ها
نگراني ها مي آيند
مي روند
و اين هم شايد بهانه اي است
بهانه اي براي حرف نزدن
ساکت بود بايد
ساکت بود بايد.
+ چهارشنبه 6 آبان1388 0:55 ΞறØ 68t |
...مي خواهم خودم باشمخودم آنگونه که هستمبا تمام خواسته هايمحتي اگر آميخته با جسارت باشد خودم باشمخودم آنگونه که مي خواهمحتي اگر در چشم هاي ديگران نگنجم.....
صفحه نخست نوشته هاي قبليم
RSS
هيچم نمانده براي گفتن! نه حسي... نه حرفي! مدتي رها کنيدم در خويش! !!! ايمو 68تي ...